السيد موسى الشبيري الزنجاني
874
كتاب النكاح ( فارسى )
سنت نيز آن را با اندك اختلافى در متن نقل كردهاند « 1 » . مضمون روايت اين است كه دو نفر مخنث بودند كه گمان مىشد قدرت درك مسائل جنسى را ندارند . در نقل اهل سنت آمده كه منزل پيامبر آمده بودند و با برادر ام سلمه صحبت مىكردند . او به اين دو نفر مىگفت : اگر طائف را فتح كرديد ، زنى با اين خصوصيات در آنجا هست و خلاصه ، آنان را تحريك مىكرد ، پيامبر ( ص ) كه اين سخنان را مىشنيد ، فرمود : كسى كه سخنانى از اين قبيل را درك مىكند ، اهل شهوت است ، اگر اهل شهوت نباشد ، نمىتواند اين سخنان را درك كند . حضرت آنان را تبعيد مىكند ، وقتى گفته مىشود كه آنها از گرسنگى مىميرند ، مىفرمايد : هر هفته مىتوانند بيايند و لوازم زندگى بردارند و به زندگيشان سركشى كنند . اين حكم براى اين بود كه با زنان مخلوط نشوند . در اين روايت « أُولِي الْإِرْبَةِ » به معناى كسى آمده كه داراى شهوت باشد . از روايت برنمىآيد كه آن دو ، احمق يا ابله بودند ، البته ممكن است ثبوتاً چنين بودهاند و چون دركشان كم بوده ، احتياج به قيم داشتند ، گرچه داشتن شهوت با فقدان عقل و ديوانگى منافات ندارد . بنابراين ، روايت فوق با روايات چهارگانهء قبلى منافاتى ندارد ، چون اگر مسلم بود كه آن دو نفر احمق و ابله نيستند ، با روايات قبلى تعارض پيدا مىكرد ، ولى از آنجا كه امكان دارد كه خارجاً ابله بودهاند ، با آن روايات تعارض ندارند . تفسيرى از مرحوم فيض ( ره ) و مناقشهء استاد ( مد ظلّه ) مرحوم فيض در اينجا مطلبى دارد و آن اين است كه « اربة » به معناى عقل و جودة الرأى است ، نه به معناى احتياج ، پس غير اولى الاربة به معناى كسانى است كه عقل درستى و بصيرتى ندارند ، آنگاه چنانچه لازمهء فقدان عقل ، فقدان شهوت هم باشد ، حرفى نيست و وجهى بر استثناء نخواهد بود ، اما بىعقلى با فقدان شهوت تلازمى ندارد ، حيوانات و الاغها كه عقل ندارند ، شهوت دارند .
--> ( 1 ) صحيح بخارى 5 : 102 ، سنن بيهقى 8 : 224 .